یادداشت حمیدرضا کریمی به مناسبت ۲۵ اردیبهشت؛ بزرگداشت مقام حکیم ابوالقاسم فردوسی امروز، ما و آب و فردوسی در یک نقطهی مشترک ایستادهایم؛ نقطهای که در آن، حیات، فرهنگ و زبان بههم میرسند.در دنیایی که با بحرانهای آبی و زیستمحیطی روبهروست، پاسداشت حکیم توس صرفاً گرامیداشت یک شاعر کهن نیست، بلکه یادآوری یک بینش و نگاه تمدنی است: نگاهی که در آن، آب حرمت دارد، فرهنگ با طبیعت آشتی دارد، و زبان وسیلهی بیداری است.
در شاهنامه، آب تنها مایهی بقا نیست؛ روح حماسه است، رمز تطهیر است، مانعِ مسیر است، و گاه نشانهی بینیازی و حکمت.در توصیفهایی از رودها و دریاها، در روایت عبور قهرمانان از آبهای تند، یا در آیینهای شستوشو پس از نبرد، فردوسی آب را چون موجودی زنده، آگاه و اثرگذار بهکار میبرد. آب در شاهنامه، تنها روان نیست؛ راوی است. در داستان فریدون، وقتی پادشاه بزرگ پس از پیروزی از دنیا دل میکَند، فردوسی مینویسد: فریدون سپرد آنچه داشت به آب دجله، ز گیتی گسستآب اینجا نه یک رود، بلکه نماد گذر از دنیا و بازگشت به سادگی و پاکی است؛ همانگونه که آب در فرهنگ ایرانی همیشه با پالایش و باززایی همراه بوده. در نبردها، پهلوانان پس از خونریزی، به آب بازمیگردند تا جان و تن را بشویند:برفت و به رود اندرون تن بشستز خون و ز گردان دلیران نخست در مسیرهای دشوار، رود خروشان نه مانع صرف، بلکه آزمون شخصیت است: چو آمد به پیش یکی رود تیزبرآشفت زو موج چون رستخیز
این پیوند عمیق میان آب و معنا، میان زبان و زمین، چیزی نیست که فقط در گذشته مانده باشد. اگر زبان فردوسی همچون آب، هزار سال جاری مانده، ما نیز باید همچون او بیاموزیم که چگونه با واژه، فرهنگ بسازیم؛ با آب، زندگی حفظ کنیم.امروز، در روزگار بحران آب، حکمت فردوسی بیش از همیشه راهگشاست. او به ما یاد میدهد که با طبیعت نمیتوان بیاحترام زیست، که آب فقط یک منبع مصرفی نیست، بلکه جانِ زیستن است.اگر فردوسی با زبان پارسی فرهنگ را زنده نگه داشت، ما نیز وظیفه داریم با رفتار درست با آب، زمین را زنده نگه داریم. بیایید از نو ببینیم:آب را، فرهنگ را، زمین را، و زبان را.که اینها باهماند، و بییکی، دیگری دوام نمیآورد.
دیدگاهتان را بنویسید