روابط عمومی بهعنوان پل ارتباطی میان نهادها، دولتها و مردم، نقشی فراتر از اطلاعرسانی صرف دارد؛ این نهاد میتواند مدیریت افکار عمومی را بهگونهای هدایت کند که پذیرش سیاستهای اقتصادی، بهویژه سیاستهای کنترل تورم، تسهیل شود. کنترل تورم نه تنها نیازمند ابزارهای پولی و مالی است، بلکه نیازمند حمایت و اجماع اجتماعی نیز هست؛ در غیاب پذیرش عمومی، سیاستهای سختگیرانه ممکن است به مقاومت، بیاعتمادی و ناکامی منجر شود. بنابراین روابط عمومی مسئول ایجاد فضای شناختی مناسب، شفافسازی اهداف، کاهش اضطراب و تقویت اعتماد است تا مردم رفتارهای اقتصادی خود را هماهنگ با سیاستها تنظیم کنند.
اولین وظیفه روابط عمومی در این زمینه، شفافسازی و اطلاعرسانی دقیق درباره ماهیت تورم و دلایل آن است.
بسیاری از افراد تورم را صرفاً نتیجه افزایش قیمتها یا سوءسیاستی خاص میپندارند؛ در حالی که عوامل متعدد ساختاری، انتظارات، سیاست پولی و شوکهای عرضهای در آن نقش دارند. روابط عمومی با تولید محتوای ساده، روشن و مبتنی بر داده میتواند سطح آگاهی عمومی را بالا ببرد و از تفسیرهای اشتباه جلوگیری نماید. وقتی مردم علل و سازوکار تورم را بفهمند، کمتر به شایعات و تحلیلهای نادرست واکنش نشان میدهند.
دومین نقش کلیدی، مدیریت انتظارات است.
انتظارات تورمی خود میتواند محرک تورم باشد؛ اگر مردم انتظار افزایش مداوم قیمتها را داشته باشند، رفتارهای مصرفی و قیمتی آنها این انتظار را تقویت میکند. روابط عمومی از طریق پیامهای هماهنگ و مداوم از زبان مقامات اقتصادی و کارشناسان، میتواند انتظارات را تعدیل کند. پیامهایی که واقعگرایانه، پایدار و همسو با اقدامات عملی سیاستگذاران باشند، به کاهش انتظارات نامعقول کمک میکنند. برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، انتشار گزارشهای دورهای و توضیح درباره زمانبندی و نتایج مورد انتظار سیاستها، از ابزارهای مؤثر در این مسیر است.
سوم، ایجاد و تقویت اعتماد اجتماعی و نهادی است.
کنترل تورم اغلب نیازمند تصمیمات سخت مانند کاهش مخارج، افزایش نرخ بهره یا کنترل نقدینگی است که ممکن است هزینههای اجتماعی کوتاهمدتی داشته باشد. اگر مردم به نهادها و سیاستگذاران اعتماد نداشته باشند، این اقدامات با مقاومت روبهرو میشود. روابط عمومی باید با شفافیت در عملکرد، پاسخگویی و ارائه شاخصهای قابلپایش، بستری ایجاد کند که مردم احساس کنند سیاستها منصفانه و اثرمحور هستند. انتشار دستاوردها و اعتراف به خطاها بهصورت کنترلشده، میتواند اعتماد را تقویت کند.
چهارم، مقابله با شایعات و اخبار نادرست است.
در دوران بحرانهای اقتصادی، اطلاعات نادرست و شایعات میتوانند بازارها را تلاطم دهند و انتظارات منفی را تقویت کنند. تیمهای روابط عمومی باید سامانههای رصد اطلاعاتی فعال داشته باشند تا زودهنگام منابع اشتباه را شناسایی و با شواهد و تحلیلهای معتبر پاسخ دهند. تعامل با روزنامهنگاران، شبکههای اجتماعی و اینفلوئنسرهای مؤثر میتواند در اصلاح مسیر افکار عمومی کمک کند.
پنجم، آموزش و توانمندسازی گروههای هدف است.
بخشی از مدیریت افکار به آموزش شهروندان درباره رفتارهای اقتصادی عقلانی مربوط میشود: مدیریت بودجه خانوار، اهمیت پسانداز، تشخیص اطلاعات مالی معتبر و تفاوت بین نوسان و روند. روابط عمومی میتواند از طریق کمپینهای آموزشی، ویدئوهای کوتاه، برنامههای رادیویی و محتوای تعاملی، شهروندان را توانمند سازد تا در مواجهه با تورم تصمیمات منطقیتری بگیرند.
ششم، هماهنگی میان نهادها و پیامرسانی منسجم.
اگر بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و نهادهای دیگر پیامهای متضاد بفرستند، سردرگمی و کاهش اثرپذیری سیاستها رخ میدهد. روابط عمومی مرکزی یا شبکهای از روابط عمومیها باید چارچوبی برای هماهنگی پیامها و زمانبندی انتشار اطلاعات ایجاد کند تا انسجام در گفتار و عمل حفظ شود.
هفتم، توجه به جنبههای روانی و اجتماعی پیامها.
پیامهای صرفاً تکنیکال و عددمحور ممکن است برای عموم مردم قابلفهم نباشد یا موجب بیتفاوتی شود. استفاده از داستانسرایی، مثالهای روزمره، زبان ساده و پیامهای همدلانه میتواند پذیرش را افزایش دهد. همچنین توجه به اقشار آسیبپذیر و طراحی پیامهای اختصاصی برای آنها ضروری است.
در نهایت، ارزیابی و بازخورد؛
روابط عمومی باید اثربخشی پیامها را اندازهگیری کند و بر اساس دادهها، استراتژی خود را تعدیل کند. نظرسنجیها، تحلیل رسانهها و شاخصهای رفتار اقتصادی میتوانند نشان دهند که پیامها چگونه تاثیر گذاشتهاند و کجا نیاز به تغییر است.
جمعبندی: روابط عمومی فراتر از اطلاعرسانی ساده، ابزاری حیاتی در مدیریت افکار عمومی برای موفقیت سیاستهای کنترل تورم است. از طریق شفافسازی، تعدیل انتظارات، تقویت اعتماد، مقابله با شایعات، آموزش عمومی، هماهنگی نهادی و ارزیابی مستمر، روابط عمومی میتواند زمینهای فراهم کند که سیاستهای اقتصادی نه تنها از نظر فنی کارآمد باشند، بلکه از نظر اجتماعی نیز قابلپذیرش و پایدار گردند. بدون یک رویکرد فعال و علمی در روابط عمومی، تلاشهای فنی برای کنترل تورم ممکن است نتایج مطلوب را بهدست نیاورد؛ بنابراین سرمایهگذاری در روابط عمومی هوشمند و دادهمحور، سرمایهگذاری در ثبات اقتصادی است.
دیدگاهتان را بنویسید